سالهاست که قوانین و مقررات حقوقی در ایران نظیر مواد ۲۲، ۴۶، ۴۷ و ۴۸قانون ثبت اسناد و املاک، ثبت رسمی معاملات اموال غیر منقول مانند املاک و مستغلات را به افراد حقیقی و حقوقی تکلیف کرده و عدم ثبت اینگونه معاملات را فاقد وجاهت قانونی و از درجه اعتبار ساقط کرده است. اما در این میان و در رویههای حاکم، این نوع قراردادها را مطابق ماده ۱۰ قانون مدنی محترم شمرده میشد و جزو معاملات معتبر تلقی میشد. اما همین موضوع موجب میشد؛ کلاهبرداران و سودجویان از طریق تنظیم معاملات عادی حتی در خصوص پلاکهایی که در دفتر املاک اداره ثبت اسناد و املاک ثبت و درج شده بودند؛ سودها و منافع ناروای بسیاری را کسب و نهایتا متواری میشدند. البته در برخی موارد گرفتار حکم قانون و محکمه میشدند که متعاقب آن زیاندیده یا به حق و حقوق نمیرسید یا به سختی پروسه و روند طولانی وصول مطالبات خود را در راهروهای دادگاه طی میکرد.
آخرین آمار رسمی در ایران میگوید حدود ۷ میلیون نفر در سکونتگاههای غیررسمی زندگی میکنند. در طرف دیگر ، براساس آمارهای برنامه اسکان بشر سازمان ملل یا همان هابیتات، در سال ۲۰۲۴ حدود ۲۹.۸ میلیون نفر، معادل ۴۲.۳ درصد جمعیت شهری ایران، در شاخص مربوط به زاغهها و سکونتگاههای غیررسمی قرار گرفتهاند. این تفاوت عجیب در آمار اعلامی ریشه در تعریف ها دارد. زاغه، سکونتگاه غیررسمی و مسکن نامناسب اصطلاحاتی نزدیک به هماند، و معیار های متفاوتی برای سنجش آنها در آمارهای داخلی و بینالمللی وجوددارد. بنابراین باید مشخص کنیم هر کدام از این آمارها چه کسانی را میشمارند و با چه معیارهایی به دست آمدهاند.
«عدم استطاعت پرداخت» به شارژ ساختمانها رسید؛
رشد هزینههای زندگی در یکسال اخیر نهتنها خانهاولیها را از بازار خرید دورتر کرده که نگهداری خانهاول برای مالکان را هم با تهدید روبهرو کرده است. در تهران، امکان پرداخت شارژ ساختمان برای «سرویسهای دورهای» و «تعمیرات ضروری یا فوری» از توان بخش قابلتوجهی از خانوارها خارج شده است.














