گزارشی از شوک تاریخی ساختمانسازها در سال «جنگ» ؛ چرا سرمایهگذاری واقعی در ۱۴۰۴ یکسوم کاهش پیدا کرد؟
ورود یک عنصر جدید به ترکیب «ریسکهای سرمایهگذاری ساختمانی» در سال گذشته، «ضربهکاری» به بخشخصوصی در بازار ساختوساز وارد کرد. گزارش «دنیایاقتصاد» از جزئیات بهروزرسانی آمار رسمی درباره روند سرمایهگذاری بخشخصوصی در ساختمانهای جدید کل شهرهای کشور حاکی است، «پاییز سال گذشته برای اولینبار از نیمه دهه ۹۰ به بعد، رشد اسمی سرمایهگذاریهای ساختمانی منفی شد».
واحد اطلاعات «اکونومیست» ۱۷۳شهر جهان را با معیار «قابلیت سکونت» رتبهبندی کرد
براساس تازهترین گزارش واحد اطلاعات اکونومیست درباره شاخص زیستپذیری شهرهای جهان در سال ۲۰۲۶، پایتخت دانمارک برای دومین سال پیاپی موفق شده است، عنوان زیستپذیرترین شهر جهان را به خود اختصاص دهد. این در حالی است که تهران، به عنوان پایتختی تحتتاثیر تنشهای منطقهای، با دو پله سقوط به رتبه ۱۶۴ تنزل یافته و به جمع ۱۰شهر انتهای این جدول پیوسته است.
پروژههای عمرانی، در ظاهر، محل تلاقی سرمایه، فناوری و نیروی انسانی هستند؛ اما در لایهای عمیقتر، آنچه سرنوشت یک پروژه را تعیین میکند، نحوه توزیع ریسک میان بازیگران آن است. در هیچ نظام حرفهای، موفقیت یک پروژه تنها به توان فنی پیمانکار وابسته نیست، بلکه به این بستگی دارد که هر ریسک بر عهده طرفی قرار گیرد که بیشترین توانایی را برای مدیریت آن دارد. با این حال، به نظر میرسد در صنعت احداث ایران این اصل بهتدریج تضعیف شده است. ریسکهایی که منشأ آنها خارج از پروژه و خارج از اختیار مجری است؛ از تورم و نوسانات ارزی گرفته تا تأخیر در تخصیص بودجه، تغییر مقررات، فرآیندهای اداری، تأمین مالی و پرداخت مطالبات، در نهایت به پیمانکار منتقل میشوند. نتیجه این عدم توازن، تنها افزایش فشار بر شرکتهای پیمانکاری نیست؛ بلکه کاهش بهرهوری، افزایش هزینه اجرای پروژهها، شکلگیری دعاوی قراردادی، تضعیف انگیزه سرمایهگذاری و فرسایش ظرفیت اجرایی کشور است. پرسش اصلی این است که آیا میتوان از پیمانکار انتظار داشت هم پروژه را اجرا کند، هم تأمین مالی آن را بر عهده بگیرد، هم پیامدهای بیثباتی اقتصاد کلان را تحمل کند و هم پاسخگوی تأخیرهایی باشد که نقشی در ایجاد آنها نداشته است؟ پاسخ به این پرسش، میتواند نقطه آغاز بازنگری در نحوه مدیریت ریسک در صنعت احداث ایران باشد.














