صدای شهروندان تهرانی درباره مصائب زندگی در پایتخت، ظاهرا به «خیابان بهشت» میرسد؛ اما بهخاطر آنچه «کاربری غیرشهری» یک پست کلیدی در «مدیریتشهری» عنوان میشود، این صداها خیلی مورد توجه مدیران قرار نمیگیرد. نتایج نظرسنجی از ۱۲ عضو شورای شهر پایتخت درباره پرتکرارترین مطالبه شهروندان در بازدیدهای میدانی از محلهها نشان میدهد، آلودگیهوا، ترافیک و ضعف حملونقل عمومی سه درد اصلی این کلانشهر است. این سه ابرچالش در تهران، دستکم ۱۴سال است در شهر خودنمایی میکند و همواره در صدر پاسخهایی بوده که شهروندان در پیمایشهای نامنظم بخشهای مطالعاتی شهرداری مطرح کردهاند؛ ضمن آنکه روند متغیرهای این سه فاکتور نیز سال به سال بدتر شده است. اکنون این نظرسنجی یک پرسش در خود شکل داده؛ چرا هزینههایی که در شهر توسط مدیریت شهری صورت میگیرد به جای التیام دردها، به افت مداوم «کیفیت زندگی» میانجامد؟ کارشناسان حوزه سیاستگذاری شهری در این باره معتقدند، بهرهبرداری سیاسی از جایگاه «مدیریت شهری» طی سنوات گذشته باعث جهتدهی به پروژههایی همچون بزرگراهسازی شده که کارکرد آنها، تشدید همین دردها بوده است.
پس از سه سال کشمکش و تعویق، حق مسکن کارگران برای سال ۱۴۰۵ بالاخره به ۳ میلیون تومان رسید؛ تصمیمی که روی کاغذ میتواند نشانهای از توجه به معیشت نیروی کار تلقی شود، اما در واقعیتِ بازار ملتهب مسکن، بیش از آنکه یک ابزار حمایتی مؤثر باشد، به عددی نمادین شباهت دارد. در شرایطی که بیش از نیمی از درآمد کارگران صرف اجاره میشود، فاصله عمیق میان سیاستگذاری مزدی و هزینههای واقعی زندگی، بار دیگر ناکارآمدی راهحلهای حداقلی در برابر بحران مسکن را عیان کرده است.
اگر بورس وارد فاز رشد شود، در اقتصاد ایران این احتمال وجود دارد که بخشی از عایدی و انتظارات مثبت، به بازار مسکن منتقل شود؛ چون مسکن یکی از اصلیترین گزینههای تبدیل سود به دارایی بادوام است. با این حال، شدت این انتقال قطعی و یکسان نیست و به متغیرهای کلان بستگی دارد مانند تورم، نرخ سود، نااطمینانی، سیاستهای اعتباری و روند ارز.















